۲۱۳ - تاریخ: 1398/12/22 ساعت: 17:24
و من چقدر دلم براش تنگ شدهxa0حتی همین امروز که با یارو جدیدیه داشتم قدم میزدم چشمم به نیمکتی بود که نشسته بودیم روش خیلی وقت پیش یا سوپر مارکتی که آبمیوه خریدیم ازش و اصلا حواسم به جدیدیه نبود که گفت معلوم هست کجایی؟xa0واقعا کجا بودم؟؟؟
۲۱۴ - تاریخ: 1398/12/22 ساعت: 17:24
گاهی وقتادلم میخوادxa0دیگه هیچکس اینجارو نخونه کهxa0اینجا بشه اون اتاق اشنای خالی ک بعضیxa0وقتاxa0برای فرار از بقیه و رفع دلتنگی میای توش میشینی، هوای آشنا رو نفس میکشی.
208 - تاریخ: 1398/10/5 ساعت: 5:09
بعضی وقتا همهی تلاشمو میکنم که بذارمش کنار، دیگه بهش پیام ندم، دیگه بهش کار نگیرم، دیگه بهش کار نداشته باشم. بعضی وقتام همش مخ مخم میشه که باید بهش پیام بدم، باید بهش تموم احساسمو بگم و باید بفهمه که
۱۹۸ - تاریخ: 1398/9/2 ساعت: 10:11
تموم آدمها اخلاق گند دارن. حالا این وسط یه تعدادشون میدونن اخلاق بدشون چیه. و تلاش میکنن که اون مورد رو از زندگیشون حذف کنن یا حداقل کمش بکنن. اما کسی که نه تنها تلاش نمیکنه بلکه همه جا جار میزنه و ه
یک، نه،نه - تاریخ: 1398/9/2 ساعت: 10:11
تو برای من خوب نیستی. همه اینو میگن، خودمم وقتی فکر میکنم متوجهش میشم. ولی معمولا کم فکر میکنم، فقط هم واسه اینکه فکر جدایی به سرم نزنه. چون من میترسم...من از آینده میترسم. میدونم دوسم داریا، منم دوست
200 - تاریخ: 1398/9/2 ساعت: 10:11
برا کسی وقت بزارین ک مزاحمش نباشین، برا کسی دلتنگ بشین ک حداقل تو طول روز یک بار بهتون فکر کنه، به کسی بها بدین ک ادم باشه، کسی اولویت زندگیتون باشه ک شما جز چن نفرِ اولِ زندگیش باشین نه نفرِ صدم، ب کسی بگین دوست دارم ک اون ک لایق عشق باشه. ارزش شما خیلی بالاست دم دستی نباشین.#آلبالو
۲۰۱ - تاریخ: 1398/9/2 ساعت: 10:11
بهش گفتم تو در واقع منو دوست نداری. فقط از برطرف شدن نیازات خوشت میاد. تو وابستهی توجهم شدی نه خودم. پس الکی توی گوش من نخون که دلت برام تنگ شده، وقتی بودن و نبودنم هیچ فرقی چشم گیری توی زندگیت نداره.xa0xa0#آلبالویی_که_کاکتوس_شد
۲۰۲ - تاریخ: 1398/9/2 ساعت: 10:11
.آدمي كه دستش به نوشتن مي ره بايد حافظه ي خوبي داشته باشه، منظورم اين نيست كه بايد يادش بمونه وسايلشو كجا گذاشته يا فراموش نكنه قرص هاشو سر ساعت بخوره، بايد هرچيزي كه مربوط به آدمِ خاصش هست رو يادش بم
۲۰۳ - تاریخ: 1398/9/2 ساعت: 10:11
بهش گفتم اگه یکم اون ارزشیو که برای هر غریبهای میذاری، به من میدادی الان کارمون به اینجا نمیرسید. اگه به همون اندازه که نگاه و حرف مردم برات مهم بود؛ من برات اهمیت داشتم الان همه چی فرق میکرد. تو انقدر از بودنم دلت قرص بود که هرکاری خواستی انجام دادی چون تهش میدونستی من میمونم. اگه به جای اینکه نگرا...
۲۰۴ - تاریخ: 1398/9/2 ساعت: 10:11
من برای شخصی ارزش قائلم که باهام رو راست باشه. کسی که تا دهنشو باز میکنه بوی تعفن دروغ نزنه توی صورتم. کسی که حداقل اگه خواست دروغیم بگه صداش بلرزه نه اینکه جوری حرف بزنه حتی دستگاهای دروغسنج هم نتونن تشخیص بدن.xa0دلم تویی و میخواد که دوسم داشته باشی اندازه ی همونی که عکسش توی پیجت هست ومن میبینم وب...
۲۰۵ - تاریخ: 1398/9/2 ساعت: 10:11
امشب به سرم زد بهتون بگم که بعضی آدمها نمیتونن؛ عاشق رو نگه دارن توو زندگیشون. و این یعنی اونا ظرفیت این همه عشق رو ندارن. روح و وجودشون اونقدر رشد نکرده که بتونن احساسات زیاد رو بپذیرن و بهش واکنشی
۲۰۶ - تاریخ: 1398/9/2 ساعت: 10:11
بهش گفتم؛ تو دلت واسه تموم مسخره بازیام تنگ میشه؛ حتی واسه گریههایی که بخاطرت میکردم•تو دلت برای اون عصبانیتی که بهت میدادم هم تنگ میشه•بهش گفتم الان نمیفهمی، اصلا حالیت نیست•بهش فهموندم لعنتی من هنوز منتظرت وایستادم اما میدونم تو دقیقا اونموقعی برمیگردی که من دیگه نمیشناسمت...xa0#اینفینیتی
۲۰۷ - تاریخ: 1398/9/2 ساعت: 10:11
به من میگفت من همینم! بلد نیستم! نمیتونم به کسی زیاد توضیح بدم، نمیتونم خیلی عشق بورزم، بلد نیستم قربون صدقه کسی برم!! من باور کردم؛ گفتم لابد مدلش اینجوریه، پذیرفتمش، قبولش کردم و یک عمر با این ذهنیت
192 - تاریخ: 1397/12/14 ساعت: 7:12
چه حس غریبیه،کسیو دوست داری که میدونی اولویت دهمم تو زندگیش نیستی و کسی دوست داره که اولویت دهم زندگیت نیست...و تو با اینکه درکش میکنی هیچ کاری نمیتونی براش بکنی...xa0
184-درد - تاریخ: 1397/11/30 ساعت: 23:23
سالی که وبلاگ نویسی و شروع کردم اکانت اینستام یه چیز مسخره بود که خودم نبودم یه خودی بود ک جوگیر شده و میخواد تو چشم باشه ... بنا به هر دلیلی که شاید رشد عقلی بوده پیج و بستم و رسیدم به alba0o0 xa0که شد دنیام شد همه ی وجودم جایی بود که همه حس و دنیام خاطره هام xa0بود ۵ سال گذشت از تولد الالو ولی الب...
187 - تاریخ: 1397/11/30 ساعت: 23:23
نه جدی چرا حرف زدن انقد سخته؟ ولی نوشتن راحته!
یک-هشت-هشت - تاریخ: 1397/11/30 ساعت: 23:23
ینی واقعا انقد بزرگ شدیم؟xa0 دهه هفتادیا هنوز باید ۱۸ سالشون باشه، مگه نه؟!
189 - تاریخ: 1397/11/30 ساعت: 23:23
۲۷ دی مُردم و مرگ و دیدم ؛ مرگ و دیدم لعنتیxa0 ۲۸ دی یادم نیست کی چشمامو دوباره باز کردم xa0ولی چشامو که باز کردم فقط چندتا صحنه و چندتا جمله هی تکرار میشد .... پنجشنبه ها ، زنجیری که گردنم بود و بهم میگف
174 - تاریخ: 1397/8/13 ساعت: 23:40
u200fحال عزیزانتون رو زود به زود بپرسید، تو ایران زنده موندن خیلی سخته
175 - تاریخ: 1397/8/13 ساعت: 23:40
دلم گرم زندگي نيست، دلم مدتي است عميقا به مرگ فکر ميکند ...

برچسب‌های مرتبط

138 lbs to kg | 1385 broadway | 138 water | 1384 broadway | 1380 am | 138 tattoo | 138 freeway | 138 iq | 1290 avenue of the americas | 1299 panigale