سالی که وبلاگ نویسی و شروع کردم اکانت اینستام یه چیز مسخره بود که خودم نبودم یه خودی بود ک جوگیر شده و میخواد تو چشم باشه ... بنا به هر دلیلی که شاید رشد عقلی بوده پیج و بستم و رسیدم به alba0o0 که شد دنیام شد همه ی وجودم جایی بود که همه حس و دنیام خاطره هام بود ۵ سال گذشت از تولد الالو ولی البالوی پنج ساله دیشب رفت و یه تیکه از فلبموکند با خودش برد یه جوری که تا به خودم بیام حتی جای پاشم نبود... قلبم
درد میکنه...
برچسب:
نویسنده: حدیث محبی
تاريخ: سه
شنبه
30 بهمن
1397 ساعت: 23:23