حس میکنم یه تیکههایی از وجودم، از داخل جیبم افتاده توی خیابون و مردم هر روز دارن لگدش میکنن.
برچسب:
نویسنده: حدیث محبی
آدمیزاد؛ استادِ درست کردنِ دردسر است، آن هم از مشکلاتی که اصلا وجود ندارند.
برچسب:
نویسنده: حدیث محبی
میخوام کَله مُ بگیرم دستم و سر و تهش کنم تا فکر" تو" از توش بیوفته
برچسب:
نویسنده: حدیث محبی
دیگر توان راه رفتن ندارم
و حتی نفس کشیدن هم برایم سخت است
بیا کمی جایمان را عوض کنیم
تو درد را زندگی کن و من به تو لبخند بزنم
و من باز هم به تو لبخند بزنم
بیا
بیا کمی جایمان را عوض کنیم
شاید دلت به رحم آمد.
برچسب:
نویسنده: حدیث محبی
ميدوني من نوشتن و دوست دارم انقدري كه حس ميكنم دارم حرف ميزنم خالي ميشن حس ميكنم به يكي گفتم بدون اسن كه منو قضاوتم كنه
الانم دارم مينويسم...كه گوله گوله هاي اشكام دارن ميريزن رو بالشت
من خياي تنها تر از اون چيزي ام كه بقيه ميبينن .. خسته شدم از اين همه محكم بودم
برچسب:
نویسنده: حدیث محبی
خواستم به سلام بکنم به همتون
بعد چند وقت اومدم و میخوام بگم آلبالویی که الان داره با شما صحبت میکنه
یه آلبالو کوچولوی ۲۹ ساله اس که هنوز که هنوزه هرروز داره تجربه کسب میکنه و درس میگیره از زندگی . درسایی که میگیره درد داره نگید چرا غم داره وبت اینجا پناهگاهِ منه نقطه امن منه بپذیرید مرا
دوستون دارم
۷دی ۱۴۰۲ هم گذشته و هوا خیلی خشک و سوزناک سرد است.
برچسب:
نویسنده: حدیث محبی
یه وقتایی باید تا صبح گریه کرد انقدر گریه کنی تا خوابت ببره ولی صبح یه جوری بیدار شی که حتی کسی نفهمه شب به تو چی گذشته :)
برچسب:
نویسنده: حدیث محبی
یک سری تصمیمات هست که قرار نیست همون لحظه حالت رو بهتر کنه، بلکه توی دراز مدت روی کیفیت زندگیت اثر میذاره. ممکنه این تصمیم خیلی برات سخت باشه و شاید حتی لازم باشه اطرافیانتو نادیده بگیری؛ حرفاشون رو، احساسشون رو و خیلی چیزهای دیگه. شاید اولش بگی خودخواهیه اما بعدا به این نتیجه میرسی که برای حالِ خودت لازمه یک وقتهایی آدما رو نبینی.
برچسب:
نویسنده: حدیث محبی
برچسب:
نویسنده: حدیث محبی
راستی... این چند وقتا اتقدر حالم خوب بود وقت نکرده بودم بگم...
هشت روز پیش تولدم بود هفتم دی ماه، ۲۶سالگیم مبارک.
خدایا دمت گرم.
برچسب:
نویسنده: حدیث محبی
توی گوشم چیزی بگو که تابهحال به کسی نگفته باشی. #آلبالو
برچسب:
نویسنده: حدیث محبی
من عاشقِ سکوت کردنم. حتی وقتی میدونم با حرف زدن همه چی حل میشه.
#اآلبالویی_که_کاکتوس_شد
برچسب:
نویسنده: حدیث محبی
سنگ شده بود
هر چند خودش بود
با آن موهای فروتن
و حوضِ کوچکِ چشمانش
که دیگر دریا شده بود.
#سید_محمد_مرکبیان
برچسب:
نویسنده: حدیث محبی
گاهی اوقات میترسم تنهایی بزنه زیر گوشم و منو پرت کنه تو بغل هرکی که بوی عطر تو رو میده.
#مهشاد_رمضانی
برچسب:
نویسنده: حدیث محبی